رسالت ما

با تعهد به سلامت روان، فضایی امن برای درمان اضطراب و حمایت از بیماران در مسیر بهبودی فراهم می‌کند. با تمرکز بر خدمات تخصصی سایکو-انکولوژی، همراهی بیماران سرطانی و خانواده‌هایشان را هدف قرار داده‌ایم. از طریق روش‌های علمی و همدلانه، ریشه‌های آرامش را در دل چالش‌ها می‌سازیم. رسالت ما، کاشتن امید و قدرت در هر گام این سفر معنادار است.

تخصص، با ارزش‌ترین میراث ماست

گوهری که با سال‌ها تجربه و دانش در خدمت سلامت روان و بهبودی قرار گرفته است. با تمرکز بر روان‌شناسی سرطان، همراهی بیماران و خانواده‌ها در این مسیر دشوار را هدف خود می‌دانیم. از طریق رویکردهای علمی و همدلانه، تلاش می‌کنیم رنج‌ها را التیام بخشیم و امید را در دل هر لحظه زنده نگه داریم. این تخصص، تعهد ما به ساختن آینده‌ای آرام‌تر و قدرتمندتر است.

سؤالات محوری که در جلسات مشاوره مورد بررسی و پاسخگویی قرار می‌گیرند

سوالات متداول بیماران

 
1.چطور می‌توانم با احساسات متناقضی که دارم کنار بیایم؟
گاهی احساس امید دارم و گاهی بی‌اراده و بی‌هدف می‌شوم. چطور می‌توانم این احساسات را مدیریت کنم؟
2.چطور می‌توانم از اضطراب و نگرانی در مورد آینده کم کنم؟
همیشه از عود بیماری یا وضعیت بدتر می‌ترسم، چطور می‌توانم با این نگرانی‌ها کنار بیایم؟
3.چطور باید با احساس خستگی مزمن و بی‌حوصلگی که دارم کنار بیایم؟
درمان‌ها خیلی خسته‌کننده هستند و احساس می‌کنم هیچ‌وقت انرژی ندارم. چطور می‌توانم انرژی‌ام را بازیابی کنم؟
4.اگر تصمیم بگیرم درمان را متوقف کنم، چطور باید با احساس گناه و فشار اجتماعی کنار بیایم؟خیلی‌ها انتظار دارند که همیشه برای ادامه درمان تلاش کنم، اما گاهی احساس می‌کنم توان ادامه ندارم.
5.چطور می‌توانم از خانواده و دوستانم کمک بگیرم بدون اینکه آنها احساس کنند که بار زیادی روی دوششان است؟
خیلی وقت‌ها می‌خواهم کمک بگیرم اما نمی‌خواهم آنها را تحت فشار قرار دهم.
6.چطور می‌توانم از تنهایی و انزوا که احساس میکنم رها شوم؟
بیماری سرطانی ممکن است باعث شود که احساس تنهایی کنم. چطور می‌توانم به ارتباطات اجتماعی خود ادامه دهم و خودم را نادیده نگیرم؟
7.چطور می‌توانم معنای جدیدی برای زندگی خودم پیدا کنم وقتی که سلامتیم در خطر هست؟
احساس می‌کنم که زندگی‌ام دیگر همانند گذشته نیست. چطور می‌توانم به زندگی خودم ارزش و معنا بدهم؟
8.چطور می‌توانم از احساسات منفی‌ای مانند ترس و افسردگی کم کنم؟
به خاطر بیماری و عواقب آن،خیلی از اوقات احساس افسردگی می‌کنم. چطور می‌توانم روی بهبود وضعیت روحی خودم تمرکز کنم؟
9.چطور باید با تغییرات ظاهری بدنم، مثل کاهش وزن یا ریزش مو، کنار بیایم؟
تغییرات ظاهری بدنم از درمان‌ها خیلی ناراحتم کرده است. چطور باید خودم را بپذیرم و این تغییرات را مدیریت کنم؟
10.چطور می‌توانم به خودم بیاموزم که از این دوران سخت به عنوان یک فرصت برای رشد و تحول استفاده کنم؟
آیا امکان دارد که این دوران را به فرصتی برای رشد شخصی تبدیل کنم و از آن به عنوان یک تجربه مثبت یاد کنم؟

سوالات متداول خانواده و اطرافیان بیمار

 
1.چطور می‌توانم به بیمارم کمک کنم که احساس نکنه به تنهایی با مشکلاتش روبروست؟
چطور باید از او حمایت کنم بدون اینکه احساس فشار یا گناه کند؟
2.چطور می‌توانم به بیمارم کمک کنم تا بین ادامه درمان یا توقف آن، انتخابی آگاهانه و بدون اضطراب داشته باشد؟
آیا باید فشار بیاورم که درمان را ادامه دهد یا باید اجازه دهم که خودش تصمیم بگیرد؟
3.چطور باید با احساساتی مثل ناامیدی یا خشم بیمارم برخورد کنم که به دلیل درمان‌های طولانی یا عوارض آن به وجود می‌آید؟
در این شرایط چطور می‌توانم به او کمک کنم تا این احساسات را مدیریت کند؟
4.چطور باید نگرانی‌های خودم را با بیمارم در میان بگذارم بدون اینکه او بیشتر تحت فشار قرار گیرد؟
گاهی نگران آینده‌ام و وضعیت بیمارم هستم، چطور باید این نگرانی‌ها را به روشی درست بیان کنم؟
5.اگر بیمارم درمان را متوقف کنه ، چطور باید با احساس گناه یا عذاب وجدانی که ممکن است داشته باشد کنار بیایم؟
آیا من باید به او کمک کنم تا از این احساسات رها شود؟
6.چطور می‌توانم به بیمارم کمک کنم تا احساس کند که هنوز ارزشمند و مفید است، حتی وقتی که قادر به ادامه درمان یا فعالیت‌های روزانه نیست؟
چطور باید به او یادآوری کنم که هنوز مهم است و شایسته محبت و حمایت است؟
7.جطور باید از نظر احساسی با تغییرات ظاهری بیمارم، مانند کاهش وزن یا ریزش مو، کنار بیایم و از او حمایت کنم؟
آیا باید در این مورد صحبت کنم یا باید این تغییرات را نادیده بگیرم؟
8.چطور باید از خودم مراقبت کنم و از منابع حمایتگری استفاده کنم تا بتوانم به بیمارم کمک کنم بدون اینکه خودم فرسوده و دچار افسردگی شوم؟
مراقبت از بیمارم انرژی زیادی می‌برد، چطور می‌توانم از خودم مراقبت کنم و با این بار احساسی کنار بیایم؟
9.چطور باید با اعضای دیگر خانواده یا دوستان درباره وضعیت بیمارم صحبت کنم تا حمایت کافی دریافت کنم، بدون اینکه فشار بیشتری به بیمار وارد شود؟
چطور باید این مسائل را با اطرافیان مطرح کنم تا بتوانم حمایت لازم را داشته باشم؟
10.چطور می‌توانم به بیمارم کمک کنم که با وجود بیماری، هنوز زندگی‌ای معنادار و لذت‌بخش داشته باشد؟
چطور می‌توانم به او کمک کنم که با وجود سختی‌ها، همچنان احساس کند زندگی ارزش ادامه دارد؟